خرید بک لینک

۲۱ساعت پیش ناهارش رو استوری کرد والان دارن جنازهاش روخاک میکنن

برچسب: نویسنده: نگین زارعی تاريخ: جمعه 11 خرداد 1403 ساعت: 9:24

اکسم امروز رفته پیش دوستم که ازش خدمات بگیره و دوستمم

تا دیدتش و شناختشش بدترین خدمات رو بهش داده

برچسب: نویسنده: نگین زارعی تاريخ: جمعه 11 خرداد 1403 ساعت: 9:24

خواستم یه تیکه راه رو پیاده بیام یادم اومد اون موقع که رئیس

جمهور مملکت زنده بود داشتن توی شلوغ ترین خیابون این شهر

من رو می نداختن توی ماشین ببرن الان که رئیس جمهورم نداریم

قطعا جنازه ام رو تحویل خانواده ام خواهند داد و دیگه اسنپ گرفتم

برچسب: نویسنده: نگین زارعی تاريخ: جمعه 11 خرداد 1403 ساعت: 9:24

کلی اون سری با آقای ادایی حرف زدم که ما به درد هم نمیخوریمولی باز اصرار داشت دلم تنگ شده و ببینمت. منم دیدم بخوام هیکشش بدم خودم اذیت میشم و گفتم باشه شب بیا ببینمت. وقتیاومد خواست بغلم کنه یهوویی به بهونه اینکه وای چه کافه قشنگیجا خالی دادم و از دستش در رفتم و بعدشم گفتم پول شام رو خودم حساب میکنم که بیشتر از این زیر دین کسی نباشم. اونجاکه نشستیم من انقدر خسته بودم که فقط میگفتم کاش فقط زودترتموم بشه برم بخوابم و حتی چشمام هی داشت می رفت بعد آقای ادایی چکار میکرد؟ هیچی به صورت خودخواهانه ای هی حرف می زد. آخرش دیگه عصبی شدم گفتم ببین ما به درد همنمی خوریم گفت نه من خیلی خوشحالم تو رو دارم

برچسب: نویسنده: نگین زارعی تاريخ: سه شنبه 1 خرداد 1403 ساعت: 20:45

دیروز یهوویی گفتن تو باید با فیلمسازها در ارتباط باشی و زودتند سریع زنگشون بزن. گفتم این کار بخش های دیگه اس نه منگفت خب اون ها همکاری نکردن منم شروع کردم فس فس کردنو هی غرغر کردن که من نمی رسم و یعنی چی این کار؟ این کارالان نیست و کار زمان بریه. خلاصه هی داشتم غر می زدم کهیهوویی مدیر ترک اومد گفت کم کاری هم کردی اشکال نداره چون خودمون می تونیم برداریم منم سریع رفتم به معاون اطلاعدادم که بفهمه این کارها واسه من قفل که از حق دیگران بزنم وبکنم توی حلق این. امروز زودتر اومدم نسخه قراردادم رو بدزدم کهاگه پول منم خواست بخوره مدرک داشته باشم ولی عوضی قراردادمرو برداشته و نمی دونم کجا گذاشته!!! حالا موندم چکار کنم

برچسب: نویسنده: نگین زارعی تاريخ: سه شنبه 1 خرداد 1403 ساعت: 20:45

صفحه بندی